تبليغاتX

ღღ♥ღღ خیلی دلم گرفته از خیلی هاღღ♥ღღ





درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق

دوستان

ساعت
موزیک
آمار وبلاگ
طراح قالب

می خوام برم
سلام به همه هر کس میاد اینجا نظ می ده و نمیده

همه یه روز میان یه روزم می رن نوبت منم رسیده که منم از اینجا از این دنیا و از این کلبه ام برم

میرم واسه اینکه نمی خوام کسی با امدن تو وبم ناراحت شه

نمی خوام کسی با خوندن شعرایی که تو ش می ذارم ناراحت شه

نمی خوام با دیدن وبم گریه کنه و رو روحیه اش تاثیر بزاره

 زیاد دارم حرف می زنم نمی دونم دارم چی می گم

فقط ساده و می تونم بگم که ما هم رفتیم

دلم واسه همتون تنگ می شه

(تنهایی دو عالم )داداش بدی و خوبی حلالمون کن

داداش سجاد ما هم رفتیم

داداش میثم :مرسی از کمکات وقت رفتن ما هم رسیده ممنون که تا این موقع همراهیم کردی و خواستی کمکم کنی

آناناس شاپ(مجتبی) دیدی گفتم می رم البته اگه مهم باشه هر چی اذیتتون کردم نفرینم نکن دمت گرم. ولی بدون منم رفتم

داداش امیدو داداش شریف زیاد باهاتون اشنایت ندارم ولی تا همین حد خواستم خداحافظی کنم

ابجی الهام باران پاییزی ابجی فاطمه(راز پرواز) خیلی دوستون دارم دلم واستون تنگ می شه خیلی زیاد 

شاید طنز دیدی قلبامو نخریدن بی خیال ارزش فروختن نداشت

آرین معذرت فرصت بازی کردنمونم از دست رفت

اگه کسیو از قلم انداختم واقعا معذرت می خوام

                                             خدانگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهدار





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/06/20 در ساعت: 5:53 PM
|+|
خیلی دوست دارم

خیلی دوست دارم...

وای اگه کسی دست تو رو بگيره من پيش کی فرياد بزنم که زندگيمو ازم گرفتن

اگه يه روز سرت رو شونه کسی باشه به کی بگم دارم می ميرم

اگه يه روز نگات تو نگاه کسی باشه به کی بگم که خورشيدمو گرفتن

اگه من با تو نباشم به کی بگم که نهايت عجزم.به کی بگم همه عشق من نصيب کسی ديگه هستش وکمرم داره ميشکنه

به کی بگم هيچ کس مثل من قدرشو نمی دونه.هيچ کس مثل من دوسش نداره

باور کن با همه وجود سعی کردم بهت بفهمونم که ديوونتم که دوست دارم که من بيشتر از همه قدر تو رو ميدونم

ولی عشق من يه جاده يه طرفست که می خوام تا آخرش برم حتی اگه به مرگم ختم بشه

ياد تو هميشه همراه منه

اما

دلامون خیلی به هم نزدیکه

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیلی

دوست دارم





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/06/18 در ساعت: 0:1 AM
|+|
چه كسي را دارم؟

من در اين شهر غريب چه كسي را دارم؟ چه كسي همدم و همراز من است؟ چه كسي با غم من دمساز است؟ غم من غربت و تنهايي نيست غصه بي سر و ساماني نيست غم عشقي است كه در خيزش يك طوفان ناگهان ويران شد غم مثل غم كوچ پرستوي بهار مثل دلتنگي يك غنچه پائيز زده غم بي هم كسي و فردايي است چه كسي در غم تنهايي من قطره اي اشك از ديده فشاند؟ يا كه در سوگ سيه روزي من لحظه اي با من بود؟ آه از بي سر و ساماني من آه از بي كسي و دلتنگي آه از مرگ گل ياس سپيد آه از ديده باراني من آه از كوچ غريبانه عشق آه از باغ تهي از گل و آواز نسيم آه از فصل غم آلود خزان آه از داغ جگر سوز فراق و كسي نيست كه در اوج پريشاني من با من غمزده همراه شود تا از اين وادي پائيز زده تا بجايي كه گل عاطفه ها روئيده است همرهش كوچ كنم.....

  

کاش گاهي کسي به تنهاييم پاميگذاشت
     کاش کسي يادي از دل خستم ميکرد





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/06/08 در ساعت: 10:59 AM
|+|
تا حالا دلت برای خدا تنگ شده

 

تا حالا دلت برای خدا تنگ شده

یا برای کسی که به حد پرستش دوسش داری

کسی که نگاهش قلبتو بلرزونه و چشماش باهات حرف بزنه

تا حالا دلت هوای کسی رو کرده

آنقدر که از روی دلتگی اشک بریزی

تا حالا چشمات توی شلوغی دنبال کسی گشته

شده بی نتیجه بمونی پیداش نکنی

تا حالا دوست داشتی توی جاده ی زندگی

دو تا پای دیگه هم پا به پای تو حرکت کنه

دوست داشتی کسی راز دلت و بدونه

تا حالا دلت خواسته بی اختیار به آغوش

کسی که دوسش داری بپری و بی اختیار اشک بریزی

تا حالا دل کوچیکت برای بوسیدن تنگ شده یا چشمات برای دیدن

شما رو نمی دونم اما برای من شده

 





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/05/20 در ساعت: 1:0 AM
|+|
زندگي به من ياد داده

زندگي به من ياد داده که وقتي يک نفر را در لبه پرتگاه مي‌بينم، به جاي کمک به اون يک لگد بهش بزنم تا با افتادن در دره براي هميشه راحتش کنم. يادم داد که تا وقتي که مي‌توانم از اطرافيانم بهره ببرم و آنها را براي منافع خودم بخواهم، اما همين که تاريخ مصرف هر کدام از آنها تمام شد با يه پوزخند از آنها خداحافظي کنم؛

 زندگي يادم داد براي پيروزي فقط نبايد مراقب اين باشم که کلاهم را باد نبرد، بلکه بايد بجاي اينکه کلاه خودم را دودستي بچسبم سر مردم کلاه بذارم؛ و از دور به آنها بخندم.
زندگي يادم داد که اگر حق کسي را پايمال کردم اشکال ندارد، اما نبايد دعاي کميل شبهاي جمعه فراموشم شود و سينه زني و نوحه خواني براي امام حسين (ع) هم همينطور.
روزگار يادم داد که هوس را عشق بنامم و آن را به به صداقت پيشگان هديه کنم. يادم داد که هر کس که دوستم داشت و دست در دستم گذاشت به او عنوان «پيله» بدهم و تحقيرش کنم.
زندگي خيلي چيزها را يادم داد، ولي در عوض بهترين سالهاي جوانيم را از من گرفت. اي کاش جوانيم را به من پس مي داد و هيچ چيز يادم نمي داد. اي کاش قلب شيشه اي مرا سنگ نمي کرد که الان هزار تا قلب شيشه اي ديگر را به تمسخر بگيرم. اي کاش زندگي مي گذاشت که من بجاي گرگ، همان بره سفيد معصوم باقي بمانم...

 





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/05/12 در ساعت: 1:1 PM
|+|
خیلی دلم گرفته از خیلی ها

زندگی یعنی......

ز= زجر

ن =ندامت

د= دلبستگی

گ =گناه

ی =یاس و نا امیدی

و امید تنها چیزی است

که در ان پیدا نمی شود

 

زندگي يعني بازي

سه ، دو ، يک

سوت داور...

بازي شروع شد!!!

دويدي ، دست و پا زدي ، غرق شدي ، دل شکستي ، عاشق شدي ، بي رحم شدي ، مهربون شدي

بچه بودي ، بزرگ شدي ، پير شدي

سوت داور---------------

بازي تمام شد...

زندگي را باختي!!

 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

اما افسوس که هیچ کس نبود ...

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

آری با تو هستم ...!

با تویی که از کنارم گذشتی...

و حتی یک بار هم نپرسیدی،

چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!

به خدا خیلی بدین اگه نظر ندین یعنی دلتون میاد

خیلی دلم گرفته خیلی تنهام همدم تنهایم باش





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/04/31 در ساعت: 0:47 AM
|+|
بخونید حتماااااااااااااااااااااااااااااا

من میخواستم به من عادت نکنی من به تو عادت کردم می خواستم تو عاشقم نباشی من عاشقت شدم می خواستم من برات مثل بقیه باشم تو برام از همه مهم تر شدی می خواستم تو هیچ وقت سکوت نکنی من سکوت کردم می خواستم هیچ وقت ازارم ندی خودم تا حد توان ازارت دادم می خواستم با تو مثل گذشته عهد نبندم اما خودم سر عهد نبسته موندم می خواستم تا همیشه بهم خوبی کنی من به تو بدی کردم می خواستم بری دنبال زندگیت اما تو همه ی زندگیم شدی.

فکر می کنی که عاشقی؟؟؟می دونی عاشق به کی می گن؟؟چند درصد فکر می کنی که عاشقی ؟؟تموم زندگیت به اون وابسته است؟؟هر جا میری اونو می بینی؟؟اون به زندگیت معنی می ده؟؟ اگر یه روزی همین عشقت بره با یکی دیگه چی کار می کنی؟؟خدتو میکشی اونو می کشی و یا نه...؟؟!! اما بزار یه چیز و بهت بگم اگر این کارا رو می کنی مطمئن باش عاشق نیستی پس معنی واقعیت عاشقی رو خراب نکن چون زمانی می تونی بگی عاشقم که فقط وجودش برات مهم باشه نه حضورش در کنار تو.





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/04/26 در ساعت: 11:27 AM
|+|
برگشتم
سلام به همه دوستا ی خوبم

من برگشتم دلم واسه همه تنگ شده بود

حالا اینو بخونید خیلی قشنگه

زندگی هيچ وقت اونجور که فکر ميکنی نيست زندگی هيچ وقت باب ميل تو پيش نميره ... ولی هميشه هم توش شاديه هم غم ...تنهايی سردش ميکنه باز عشق سرماشو ميگيره.. اين تويی که مهم ترين نقشو تو زندگی ايفا ميکنی تويی که ميتونی هميشه گرمش نگه داری و يا اون و از سرما به يخ بشونی....مهم ترين چيز اينه که ياد داشته باشی گذشت کنی ...فراموش کنی ..دوست داشته باشی...عشق بورزی...و تو اغوشت بگيری و طعم شيرينشو خودت بچشی وقتی دلت گرفته ياد بگيری اشک بريزی اونم رو شونه های مهربون نازنينت ... وقتی سردت شد تو غربت تنهايی بپری تو بغلشوخودت و مچاله کنی واونم با دستاش نوازشت کنه ... ميبينی شنيدن اين حرفها هم ادم و گرم ميکنه چی برسه... اما... اما دوری... اما بی او بودن... اما تنهايی روزهارو شب کردن... اما بی او به خواب رفتن.... سخت نيست بلکه طاقت فرساست توی تنهايی دل به غصه دادن مثل پروانه سوختن... بی او اشک ريختن ... و بی همدم خوابيدن.. ميبينی چقدر سردت شد منم دارم ميلرزم... اميد با تو بودنه که نميزاره سرما غلبه کنه به وجود عشقت روزگار کثيف ...ازت متنفرم...بدم مياد اسمتو رو لب بيارم.. خدايا تنهام نزار بی تو هيچم

 

بر می گردم

 





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/04/24 در ساعت: 10:45 AM
|+|
می دونم

 

می دونم

زندگی پر از سواله می دونم
رسیدن به تو خیاله می دونم
تو میگی یه روزی مال من میشی
اما موندت محاله می دونم
تو میگی شبا دعامون می کنی
چشمه چات زلاله می دونم
توی آسمون سرنوشت ما
ماه کاملمهلاله می دونم
تو میگی پرنده شیم بریم هوا
غصه ما دو تا باله می دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله می دونم
طاقتم دیگه داره تموم میشه
صبر تو رو به زواله می دونم
آره می ری و نمی پرسی که این
دل عاشق در چه حاله می دونم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گلایه

دیگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی
با من ز درد حادثه صحبت نمی کنی
دیریست پشت پنجره ماندم که رد شوی
اما تو مدتی ست اجابت نمی کنی
قولی که داده ای به من از یاد برده ای
گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی
بیمار عشق توست پرستوی روح من
از این مریض خسته عیادت نمی کنی
باشد برو ولی همه جا غرق عطر توست
گرچه تو هیچ خرج صداقت نمی کنی
یکبار از مسیر نگاهم عبور کن
آنقدر دور گشته که فرصت نمیکنی
گل های باغ خاطره در حال مردنند
به یاس های تشنه محبت نمی کنی
رفتی بدون آنکه خداحافظی کنی
دیگر به قاب پنجره دقت نمی کنی
امروز سیب سرخ رفاقت دلش گرفت
این سیب را برای چه قسمت نمی کنی
یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام
این کلبه را دوباره مرمت نمی کنی
زیبا قرارمان همه جا هر زمان که شد
گرچه تو هیچ وقت رعایت نمی کنی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/04/03 در ساعت: 2:11 PM
|+|
دیگه مجبور نیستی

دیگه مجبور نیستی

دیگه مجبور نیستی هر جا که می ری
ازم اجازه ی رفتن بگیری
می شه با هر کی که می خوای بجوشی
اصلا هر چی دلت می خواد بپوشی
می شه به هر کی می خوای دل ببندی
یا با غریبه ها بگی ، بخندی
وقتی دیر می کنی یا می ری جایی
دیگه نیستم بهت بگم کجایی
دیگه نیستم بهت بگم کجایی
نرو ، تنهام نذار با درد و غم هام
اگر چه دلخوری از خیلی حرف هام
به قرآنی که از سایش گذشتم
به مرگ هر دو تامون خیلی تنهام
نگو می بینمت یه روز دیگه
آخه احساس من اینو نمی گه
نمی تونم قبول کنم نباشم
تر و خشکت کنه یه مرد دیگه
تر و خشکت کنه یه مرد دیگه
خداحافظ همیشه بهتر از من
همیشه یا که هر جا سرتر از من
تو چشمات بهترین بودم تو دنیا
نمی دیدی اگر چه کمتر از من
خداحافظ که رفتم بی بهونه
از این خونه دلم بدجوری خونه
به جای سر به روی شونه ی من
تو یادم خاطرات تو می مونه
تو یادم خاطرات تو می مونه
اگه کوه طلا واست بیاره
اگه دنیا رو زیر پات بذاره
بازم دستای خالیم ، خوب می دونم
که هیشکی قد من دوست نداره
گلت خشک شد ولی هرگز نمرده
زمان بوی تو رو از خونه برده
دلم خوش بود میای یه شب تو خوابم
ولی چند ماهه که خوابم نبرده
داری می ری ولی پیشت می مونم
واست هیچی نبودم خوب می دونم
ولی من در عوض هر جا که باشم
واست تا آخر عمرم می خونم
واست تا آخر عمرم می خونم
شاید خیلی چیزا می خواستی اما
منم هیچی نداشتم پات بریزم
این قدر بغضم رو پنهون کردم از تو
از اون روزی که تو رفتی ، مریضم
قدیما یادمه می رفتی جایی
همیشه یه خدا حافظ می گفتی
چقدر آسون شدم باهات غریبه
بازم پشت سرم چیزی شنفتی
الان داغی ، نمی فهمی چی می گی
مدیونی اگه یادم بیفتی





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/03/31 در ساعت: 10:45 AM
|+|
روز جدایی

روز جدایی

تموم خاطراتمون
اشکای چشمای منه
دیگه باید خواب ببینم
دستات تو دستای منه
اما بدون با عکس تواین روزها رو سر میکنم
خیلی بدی کردی به من
محاله من ولت کنم
کدوم گلایم رو بگم
یه عمر از تو دلخورم
تو فکر هیچ چیز رو نکن من غصه هات رو میخورم
بازم خدا دل من رو برای غم نشونه کرد
تو هم برو مثله همه تنهام بزار و بر نگرد
اما هنوز من چشم به درم
نیستی بی تو من در به دردرم
نیستی ببینی که بی تو تنهام
کو دسته گرمت تو اوج سرما؟
فکر نمیکردم روز جدایی
به دیدن من تنها نیایی
ساده عشقم رو بهش فروختم
وقتی دیدمش بد جوری سوختم
دستات تو دستش نگاه میکردی
کاشکی میرفتی
حیا نکردی
*****
خیلی دلم گرفت ازت دیگه سراغم رو نگیر
فقط یه عکس ازت دارم بیا اینم ازم بگیر
یه روز میفهمی قدرم رو اما نمیدونی کجام
بمیرم واسه غربتم محاله اینورا بیام
یه عمره بغضه تو گلوم
یه آه سردی تو صدام
مهمون نوازی این نبود
خاااااک خودم ، دارم میام
من که دیگه دارم میرم
نگید رفت و حرفی نزد
خدانگهدارت باشه
گرچه دلم رنجید ازت
یادت بیاد حرفای من
غمهای تو
اشکای من رو
آخه برات من چی کار نکردم
زجرم میدادی دعات میکردم
چه شبها من غصهاتو خوردم
تو تب میکردی برات میمردم
یادت بیاد من همونی هستم
که شب ها تا صبح بیدار میشستم
دستات تو دستش نگاه میکردی
کاشکی میرفتی
حیا نکردی





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/03/15 در ساعت: 8:9 PM
|+|
با یک دنیا

با یه دنیا غم و حسرت دل از آغوش تو کندم

دیگه حتی یه بارم من به عشقت دل نمی بندم

به آسونی یک قصه تو از عشقم گذر کردی

دلم یه گوله آتیش بود تو اونوشعله ور کردی

میون این همه آدم شدم تنهاترین تنها.

منو اینجا رها کردی تو در این گوشه ی دنیا

با یک دنیا غم و حسرت دل از اغوش تو کندم

دیگه حتی یه بارم من به عشقت دل نمی بندم

ببین بغض شکستم رو نمی گم بی ریا زوده

اگه چیزی برام مونده یه مشت این خاطره بوده

واسه این عاشق ساده یه روز مثل خدا بودی

نمی دونست دل ساده که خیلی بی وفا بودی

با اینکه دل بریدم من شکسته بال پروازم

هنوزم تو این غربت واست معنای آوازم





نويسنده: ღ♥ღ..........ღ♥ღ مورخ: 88/01/20 در ساعت: 1:30 PM
|+|